اِنا لله وِانا الیه راجعون
در باور زمینی ما نمی گنجد كه یكسال از پرواز آسمانی دست به
دعایمان ومادر مهربانمان بگذرد،لیكن افسوس این حقیقت دردناك
را بر دل و بار محنت این مصیبت جانسوز را بر دوش می كشیم
وخود را تسلیم تقدیر محتوم الهی می كنیم كه همه چیز فنا شدنی
است مگر ذات پروردگار با عظمت وبا كرامت.
آیا جواب ندای امن یجیب نبود؟!
یا از برای یاری مادر طبیب نبود؟
یا اشکهای چشم عزیزان اثر نداشت؟
یا در کنار بستر مادر حبیب نبود؟
در موسم نداری و رنج و عزا و درد
کس قدر آن یگانه عزیزم نجیب نبود!
یاقوت عشق بود به دل خاک روزگار!
چون او کسی به نزد کسانش غریب نبود!
از چه نگریم؟چگونه ننالم؟که بهر من
جز آن زمان کوته وصلش نصیب نبود
ای دل بسوزکه تا روز حشر خواهی سوخت
در هجر مادری که مر او را رقیب نبود
آوای دلکش لالایی اش اواخر شب
کم از ترانه زیبای عندلیب نبود!
هر آنچه نوش نمودم ز شیره تن او
شراب مهر و وفا بود مرا حلیب نبود
مرا نصایح و اندرز و پند و حکمت او
کم از کلام گهر بار یک خطیب نبود
تمام دلخوشی زندگی پس از مادر
برای قلب حزینم بجز فریب نبود
تو اهل شهر رجب بوده ای تمامی عمر
در نیمه رجب سفرت هم عجیب نبود
میسوخت کاش شمع وجودم به پای تو
یا در دم سوختنت ای گل حبیب نبود!
مادر بزرگوارم درروز جمعه 28/4/87 مطابق با 15
رجب سالروز رحلت خانم زینب(س) وروز صاحب الزمان(عج)
در كنار مزار مادر ودر آغوش فرزند بزرگش تا به ابد آرامید
وحال ما دراولین سالگرد ایشان به سوگ نشسته ایم.
برای شادی روح رفتگان
فاتحه